به طور کلی و از دیدهای مختلف، واژه استراتژی دارای معانی و کاربردهای متفاوتی از جمله طرح و نقشه (نوع مسیر اقدام آگاهانه و مورد نظر یک رهنمود یا مجموعه ای از آنها برای برخورد با یک وضعیت و یا الگو (نقشه پیش از اقدام) و … می باشد. با توجه به تحقیقاتی که در زمینه عملکردهای مدیریت به عمل آمده است، پنج شیوه اساسی برای اجرای استراتژی ها ارائه شده است. این شیوه ها شامل طیف وسیعی چون اعلام به کارکنان که استراتژی تدوین شده را اجرا کنند و در نهایت تربیت کارکنانی که توانایی تدوین و اجرای استراتژیهای منطقی را دارند می باشد. در هر شیوه، مدیر نقشی متفاوت ایفا می کند و از روشهای مختلف مدیریت استراتژیک بهره می جوید. این پنج شیوه را شیوة فرماندهی، شیوه تغییر سازمانی، شیوه مشارکتی، شیوه فرهنگی و شیوه پویا می نامند که در ذیل به شرح اجمالی هر یک پرداخته خواهد شد :
در این شیوه نحوه تعیین اهداف از بالا تعیین می شوند، نمودهای موفقیت آمیز بدون روش، معیارهای محصول گرا است. معمولاً سطح کمی از تلاش در گسترة سازمان در حین برنامه ریزی مورد نیاز است، در حین اجرا شامل نمی شود، دانش و قدرت اجرایی مورد نیاز مدیر اجرایی ارشد زیاد می باشد. شروط موفقیت این استراتژی عبارتست از:
2. در دسترس بودن اطلاعات دقیق و به هنگام و وجود ثبات منطقی در محیط.
3. اجتناب نمودن مدیر تدوین گر استراتژی از تعصبات شخصی و تأثیرات سیاسی اثرگذار بر محتوای استراتژی.
اشکال جدی این شیوه آن است که انگیزه ی کارکنان را کاهش می دهد. کارکنانی که احساس می کنند در فرایند تدوین استراتژی جایی ندارند به گروهی غیر مبتکر تبدیل می شوند. به هر حال این شیوه می تواند در سازمانهای کوچکتری که در محیط با ثبات فعالیت می کنند مؤثر باشد.
تاکنون مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری در یک دوره متوالی زمانی از آغاز پیدایش تا کنون گسترش پیدا کرده است. مدیریت ارتباط با مشتری، یک راهبرد کسب و کار است که با پیشرفت فناوری تقویت میشود و از طریق آن، شرکتها به ایجاد ارتباطات سودمند بر پایه بهینهسازی ارزش دریافتی و ادراکی مشتریان میپردازند. در دنیای تجاری رقابتی امروز، مدیریت ارتباط با مشتری می تواند به عنوان راه حل نهایی هم برای مشتری و هم برای سازمان مطرح شود. این مسأله ثابت شده است که سرانجام ارتباطات، تمامی ابعاد رقابت سازمانی را معین می کنند : استراتژی های سازمان، فرهنگ سازمان، تاکتیک سازمان، افراد سازمان، سهم سازمان در بازار، رشد سازمان و ... .
ایده آل های مدیریت ارتباط با مشتری را می توان در مفاهیم اساسی تمرکز بر مشتری در مدیریت کیفیت جامع، دنبال کرد. بنابراین مشتریان موضوع اصلی می باشند. از این رو مشتریان مهم ترین دارایی های سازمان ها محسوب می شوند. چرا که هزینه جذب یک مشتری جدید پنج برابر بیشتر از حفظ مشتری راضی فعلی می باشد. ارتباط با مشتری یک جنبه کلیدی در حفظ و نگهداری مشتریان موجود و بدست آوردن یک مشتری جدید دیگر است. بنابراین تمرکز بر ارتباطات با مشتری یک نوع سرمایه گذاری است.
مشتری مرکز تمام آغازها در مدیریت ارتباط با مشتری است. باید میان مشتری و مصرف کننده تمایز قائل شویم، همچنان که تمایل داریم این دو واژه را به جای یکدیگر به کار ببریم. در حالیکه مصرف کننذه، استفاده کننده نهایی محصول یا خدمات می باشد. هر دو به یک میزان از توجه نیاز دارند. چگونگی برخورد کارکنان شرکت با مشتری می تواند سبب شکل گیری یا از بین رفتن ارتباط شود و سرانجام در سود بخشی تأثیر گذارد. در نتیجه مدیریت ارتباط با مشتری فراتر از مفهوم رضایت به تعهد است.
کارشناسان بازاریابی اظهار داشته اند که بخش بندی، هدف گیری بازار و جایگاه یابی در بازار بخش های بازاریابی استراتژیک هستند و چهار عنصر بازاریابی (قیمت، محصول، توزیع، ترفیع) بخش های بازاریابی تاکتیکی می باشند. در مدیریت ارتباط با مشتری علاوه بر چهار عنصر ذکر شده در بازاریابی، چهار عنصر دیگر به نام های ارتباطات، حفظ، مراجعه، بهبود و همچنین تکنولوژی را به آن ها اضافه می کنیم.
اما مدیریت ارتباط با مشتری چیزی بیش از این است. مدیریت ارتباط با مشتری شامل :
همانطور که می دانیم اکثر کاربران نرم افزار اکسل (excel) برای انجام کارهای محاسباتی ریاضی نیازمند استفاده از فرمول نویسی در سلول ها هستند. در این مقاله قصد داریم تا حدودی نحوه کار کردن با امکانات محاسباتی اکسل و کار کردن با فرمول های آن آموزش داده شود.
ساختار کلی فرمول ها متشکل از عملگرهای ریاضی، عددها و یا آدرس سلول ها می باشد. فرمول های متعددی برای محاسبه انواع داده ها در نرم افزار صفحه گسترده ی اکسل وجود دارد، ولی بهترین روش آموزش فرمول نویسی شروع کار با فرمول های ساده و در عین حال پر کاربرد است.
فرمول ها اغلب از عملگرهای ریاضی، اعداد و یا آدرس تشکیل می شوند. برای وارد کردن فرمول در سلول، ابتدا کاراکتر مساوی (=) را تایپ کرده و سپس فرمول را طبق قواعد تعیین شده، وارد می کنیم. نرم افزار اکسل فرمول وارد شده را محاسبه کرده و نتیجه را در همام سلول نشان می دهد.
سازمان ها در ساختار طرح تجاری (Business Plan)، معمولا از یک استاندارد خاص و ساختار استاندارد پیروی می نمایند. ساختار را می توانیم به شکل یک جدول تصور نمائیم که دارای سرفصلهای مختلف می باشد. اکثر طرح های تجاری معمولاً دارای موضوعات مشابه یکدیگر می باشند که بخش نامیده می شوند و هر بخش به توصیف یکی از مسائل و عملکردهای مهم طرح تجارت مورد نظر می پردازد نظیر بازاریابی، مسائل مالی و تولید و غیره.
رویکرد بسیار مفید آن است که ما هر بخش را به عنوان یکی از اجزاء تشکیل دهنده ساختار طرح تجاری تصور کنیم و درک کنیم که طرح تجاری باید شامل جزئیات و ریزه کاری ها نیز باشد، تا بتواند به صورت کارا و اثربخش مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال اساساٌ همه طرح ریزی های مالی دارای موضوع بازاریابی و نحوه مدیریت آن می باشند و صرفاٌ تفاوت طرحها در این مبحث، بستگی به نوع تجارت دارد.
ساختار طرح تجاری (Business Plan) مربوط به خرده فروشی کالا، دارای بخش مربوط به تولید نمی باشد. همانگونه که برنامه ای برای یک بخش تولیدی طرح می کنیم به مسائل مربوط به فروش اختصاص نمی یابد اما در هر دوی این طرحها بخشی جهت راه اندازی و اجرا وجود دارد که مسائل مربوطه را تحت پوشش قرار می دهد. آنچه اهمیت دارد این است که یک ساختار طرح تجاری (Business Plan) بایستی تمام قسمت های لازم و ضروری را دارا باشد. البته این موضوع آنطور که به نظر می رسد واضح و یکسان نیست زیرا بعضی تجارت ها دارای مباحث خاصی هستند که تجارت های دیگر فاقد آن می باشند.